تبليغاتX
بهبهانی های امیدیه-میانکوه

بهبهانی های امیدیه-میانکوه

فرهنگی-اجتماعی

نژاد وگویش بهبهانی

بنام خداوند جان وخرد

با سلام به همه عزیزانی که همیشه مارا مورد لطف خود قرارداده اندوپوزش مجدد از دیر آپدیت کردن در ادامه مطالب گذشته راجع به بهبهان اکنون در مورد نژاد و زبان(گویش)بهبهانی توضیحات بیشتری می دهیم.امید که پسند آید:


جمعیت بهبهان از نظر نژادی ترکیبی است از نژاد ارگانی(یا به عربی ارجانی)

ولر ودیگرمهاجرینی که در آنجا اقامت گزیده اند.مردم بهبهان دارای گویش فارسی

میانه وفارسی لری می باشندواز نظر آداب ورسوم گرچه تا حدودی بافارس وبوشهردر

تاثیر متقابل هستند.اما خودچه بلحاظ رسوم وچه گویش تفاوتهای زیادی با

شهرهاوحتی روستاهای اطراف خود داشته وبخصوص از نظر گویش منحصر به فرد

بوده وحتی با نزدیکترین روستاهای خودکه بعضا در دوسه کیلومتری آن قرار دارند

تفاوتهای فاحشی دارد(مثلا روستای سرسبز کمال آبادسابق که اکنون درحاشیه

شهروچسبیده به جاده کمربندی درمسیر جاده سیمان قرار گرفته ودرواقع باغ نرگس

وحشی بهبهان درنزدیکی آن بود.یاروستای منصوریه که اکنون خودشهرکی

دلپذیرودارای باغاتی زیباوباصفاست ودرنزدیکی کارخانه سیمان قرار داردبا گویشی

نزدیک به فارسی لری ومتفاوت با شهر صحبت می کنند.) 
 در خود شهر هم طایفه ابوعلی ها(بوالی ها)با لهجه ای متفاوت وبین لهجه لری

وبهبهانی صحبت می کنند.(بطوری که گاهی دیگر شهروندان بهبهانی تصور می کنند

که طرف مقابل لر است وبرادران لر یا لر زبان هم می دانند که طرف لری صحبت نمی

کند).حتی دربرخی از محلات(مثل گود چاهک یاگودچهک)از نظر لحن کلام باسایر

محلات تفاوت هایی جزیی دیده می شودکه قدیمی ها بخوبی متوحه این امر هستند

ومی دانند که طرف مقابل گود چهکی است.در بهبهان محلات زیادی وجود داردکه

تعدادآنها به بیش از ۵۰ محله می رسد.معروفترین آنهاکه قدمت بیشتری هم دارندعبارتند از:
امامزاده حیدر/ سیدها/شاه فضل/ابوعلی ها(یا بوالی ها)/باغبان ها(که با ابوعلی ها

در یک محل تقریبا مشترک سکونت دارندولی از نظر طایفه ای تفاوتهاییدارند.)

خراسانی ها(که تعداد زیادی از آنها ابوعلی هستند)/پهلوانان/ اوخسی ها(عصار

خانه)/باب الله/بازارنو/باقزخان /برکه خواجه/محل پر/  چمنک/حمام خان/خروا/درویش

ها/ذر ویس(درب ویس)/سده/شهرنو/عقلایی ها/قبرکنان/کارگه(کارگاه کوزه گری

وحلوا سازی و...) /گچ پزان(کاروانسرا)/ گودچهک/ گودبقال/ گودکلو(کلوخ) /لب

آب/مسجد جامع/مسجدبردی/ملامحسنی ها/  ملایان /معمارها/محل نو/...  والبته

محلات دیگری هم هست که احتمالا از قلم افتاده است.ولی بهر حال تعداد محلات

امروزاز مرز۵۰هم گذشته است. 

درشهر بهبهان بطور کلی سه گروه یا طایفه بزرگ زندگی می کرده اند(منهای

مهاجرین)که عبارت بودنداز" بهبهانی هاوقنواتی هاوابوعلی ها "

بهبهانی هاوقنواتی ها همه از یک ریشه هستندکه بعلت سکونت در محل هریک از

روءسا ویاخوانین خود ودرارتباط باشغل کشاورزی ووابستگی به زمین وتحت فرمان

آنان از هم جدا شده واختلافاتشان به جنگ وخونریزی هم کشیده است.

(جالب است که هنوز هم کسانی در این موارد گاهی تعصباتی دارند که بنظر نگارنده

مانع پیشرفت شهرمان شده ودودش به چشم همه می رود.)

امیدواریم زمانی برسد که اینگونه تعصبات ریشه کن شده وهمگی:

" دست در دست هم نهیم به مهر ---میهن خویش را کنیم آباد."...انشاءالله

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط  مو’سسان  | 

سیدمحمدسید به دیار باقی شتافت

سيد محمد سيد يكي ازشيرين سخن ترين شاغران طنزپرداز 

وازمداحان قديمي اهلبيت ونوحه سراي تواناي بهبهان كه آثار

ماندگاروبا ارزشي از خود بيادگار گذاشته وخدمت بزرگي به

قرهنگ شهرمان كرد.به ديار باقي شتافت وهمه فرهنگ

دوستان بهبهاني را درماتم گذاشت.

وي با آثار طنز ونيشدارخود جايگاهي رفيع در بهبهان پيدا كرد وبا

انتقادهاي دلسوزانه اش علاوه بر پاک کردن زنگارهاي فرهنگي

واجتماعي توانست درترغيب مسئولين برای آباداني شهر نيز 

 نقش بسرايي ايفا كند.

(براستي ما برای شهرمان چه كرده ايم؟)

مااعضای صندوق بهبهانی های امیدیه و میانکوه این ضایعه اسفناک را به همه

همشهریان ودوستداران ایشان تسلیت می گوییم.

روحش شاد وقرين رحمت حق ويادش گرامي باد.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط  مو’سسان  | 

گویش بهبهانی

                                               بنام خداوند جان وخرد

با سلام به عزیزان بازدید کننده
از اینکه دیر آپدیت می کنیم پوزش می خواهیم.علتش گرفتاری هاست.
اخیرا مطبلی در وبلاگ "گل نرگس(کاکانجف)"در مورد گویش بهبهانی از استاد محمدیان نوشته شده بودکه بدلیل اهمیت آن اقدام به درج در این وبلاگ می شود.(البته با کسب اجازه از دکتر دادمهر نویسنده محترم وبلاگ شعربهبهانی):

زبان فارسی يکی از شاخه های زبان هند و اروپايي است که سه دوره ی جداگانه را پشت سر گذاشته است :

 1-فارسی باستان2-فارسی ميانه(پهلوی)3-فارسی دری(نو) ؛

 پس از ورود اسلام به ايران، زبان پهلوی در مسير تکاملی خود به صورت

 فارسی امروز درآمد وبه همين دليل از حيث واژگان و ترکيب به حدی

 به زبان پهلوی نزديک است که وقتی بيشتر واژه های پارسی ميانه

 را واج نويسی می کنيم معنای آنهابرای مردم امروز ما روشن وقابل

 فهم می باشد.مثل واژه های :درشتک،اسپ،آفتاپ،گيهان، آيينگ

 و……به هر حال زبان فارسی ازاوايل قرن چهارم .ه.ق به عنوان

 زبان رسمی وملی ايران جانشين ديگرزبانهای رايج آن زمان مثل زبانهای

 پارتی، سکايي، خوارزمی، سغدی،بلخی و غيره شد و از آن

 به بعدبه عنوان زبان دوم جهان اسلام بسياری از آثار علمی و ادبی و

 

 عرفانی را به جهانيان عرضه نموده است.با همه قدمتی که زبان فارسي

 

 داردوتحول آن که  هزار سال از ديگر زبانهای هند و اروپايي مثل

  فرانسوی جلوتر است، هنوز متاسفانه واژه های آن شناسنامه

 مخصوص به خود ندارند و ما هنوزريشه بسياری از واژه هايمان را

 نمی دانيم زيرا اسناد کافی ازتاريخ کهن آن در اختيار نداريم.

 وقتی که وضعيت زبان معيار مااينکونه نامشخص باشد براستی وضعيت

گويشهای آن چگونه خواهدبود؟

گويش بهبهانی که در باور عامه ی گويندکان مردم خطه خود، زبان

 

ملايکه خوانده می شود، گونه ای از زبان فارسی ميانه(پهلوی)است

 

واز لحاظ مخاطب و محدوده جغرافيايي بسيار محدود و معدود است و همين

 

مساله بزرگترين خطری است که آن را تهديد می کند. متاسفانه تا

 

کنون هيچ زبان شناس برجسته ای در باره ی ماهيت اين گويش تحقيق

 

جامع و کاملي انجام نداده است وهيچ کتاب مستقلي درباره ی واژه

 

ها وتحولات و ويژگی های آن نوشته نشده است حتی دکتر محمد معين، که

 

در مقدمه فرهنگ برهان قاطع به صد وپنجاه و شش گويش مختلف

 

اشاره دارد در خوزستان فقط دولهجه شوشتری ودزفولی را نام

 

می برد و هيچ نامی  از گويش بهبهانی نياورده است !

 ادامه را در پست های بعدی ببینید.
پایدار باشید.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط  مو’سسان  | 

انتخاب هیئت امنا جدید

                             بنام خداوند جان وخرد
باسلام به همه سروران گرامی بخصوص همشهریان ارجمند
شب گذشته با شرکت تعداد زیادی از اعضاء محترم صندوق خیریه ولی عصر (عج...)
<<بهبهانی های امیدیه ومیانکوه>>  وبرطبق اساسنامه مصوب مبنی بر انتخاب سالانه اعضاء هیئت امناء اقدام به انتخاب اعضاء جدید گردید. امیدواریم اعضاء جدید هم همانند سایر عزیزان در دوره های قبل در جهت مساعدت به اعضاء محترم صندوق خدمت کرده ودعای خیر همگان بدرقه راهشان باشد. 
در ضمن فرصت را غنیمت شمرده و از زحمات بی شائبه هیئت امناء قبلی تشکر وقدر دانی می شود.

واینک یک خبر
طبق اطلاع واصله فردا پنجشنبه ۲۱/۲/۸۵ قرار است همایش خیرین مدرسه ساز در بهبهان برگزار شود واز این عزیزان که هرکدام بنوبه خود خدمات ارزنده ای به شهرمان ارائه داده اند قدردانی شده وچند مدرسه با حضور ایشان وبرخی از مسئولین محترم شهری افتتاح شود.
خاطرنشان می شود خیرین بهبهانی در این امر خیر رتبه بالایی در کشور دارند.
در این همایش نماینگانی از اعضاء صندوق وانجمن بهبهانی های امیدیه ومیانکوه نیز دعوت شده وشرکت خواهندنمود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط  مو’سسان  | 

استان ارگان

                             هوالکریم
 سلام

 
ولادت باسعادت اسوه حسنه ورسول گرامی(ص)

وفرزند برومند ش بنیانگذار فقه پویای جعفری امام

صادق(ع) را به همه مسلمین در سراسر گیتی 

تبریک می گوییم.
 


به اطلاع عزیزان بخصوص همشهریان گرامی می رسانیم.
امسال هم مانند سنوات گذشته گردهمایی انجمن های بهبهانی از نقاط مختلف در فرهنگسرای آقای بهبهانیان برگزار گردید.
 در این همایش عده ای از همشهریان ومقامات مسئول  سخنانی ایراد فرمودند ومسائل ومشکلات شهری را مورد ارزیابی قرار دادندوپیشنهاداتی را ارائه نمودند.
نماینده انجمن (در شرف تاسیس)ما نیز در سخنان کوتاه خود علاوه بر تایید پیشنهادات مطروحه از سوی سایرین خود نیز پیشنهادات جدیدی ارائه نمودند که در نوع خود قابل تامل وحمایت بود.
ایشان پیشنهاد کردند که:
 اولا از این پس سعی شود بجای بکار بردن کلمه عربی ارجان همان نام اصلی آن
"ارگان"
بکار رود.
ثانیا با توجه به موقعیت تاریخی ارگان که مرکزیت ولایات فارس و خوزستان و بخش های از بوشهر را داشته است.مسئولین شهر ایجاد استانی بنام
"ارگان" به مرکزیت "بهبهان"
را در دستور کار خود قرار داده و پیگیری کنند.
 زیرا ما از قول قدیمی ها شنیده ایم که حدود 40 سال پیش در  مورداستان شدن بهبهان در برخی مطبوعات خوانده اند که متاسفانه بدلیل کوتاهی نسل گذشته این امر محقق نشده است.
 دوستان عزیز همشهری اگر با این موضوع موافق هستند آنرا جهت اطلاع وجلب حمایت سایر همشهریان بهر طریق ممکن منعکس کنند.تا این خواست دیرینه و یحق مردم بهبهان انشاءالله تحقق یابد.
 توفیق روز افزون شما را خواستاریم.موفق و پیروز باشید.
 درضمن استاد  سید محمد سید شاعر معروف وطنز گوی بهبهانی واستاد سه دهی اشعار زبیایی خواندند(شعر معروف وطنز آمیزقاسم ازسید).
                    یاحق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط  مو’سسان  | 

عرض تسلیت

باسلام

رحلت بزرگ پیام آور آزادی وآزادگی حضرت محمدبن

عبدالله (ص)وشهادت فرزندان بزرگوارش امام حسن

وامام رضا(ع)بر همه مسلمانان جهان تسلیت باد.  
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 10:39 بعد از ظهر  توسط  مو’سسان  | 

تبریک سال نو


          یامقلب القلوب والابصار یا مدبراللیل والنهار

یامحول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال
 
ضمن ادای احترام به حضرت اباعبدالله الحسین(ع)

ویاران با وفایشان فرا رسیدن سال نو را به همه

عریزان وبزرگواران تبریک می گوییم.

سال نو مبارک
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 8:45 بعد از ظهر  توسط  مو’سسان  | 

وختی ت نیسه

  
                            هوالجمیل

                                              باعباهو    
         

                        سلام به همه عزیزان
                          اخیرا قطعه شعری بهاری از استاد گرامی جناب دکتر دادمهر (همشهری باذوقمان)
                         از طریق یکی از اعضاء انجمن بدستمان رسیده که نشان از استعداد بالقوه ایشان در
                       این زمینه دارد.ضمن آرزوی توفیق برای این استاد توانا ابتدا دو خط از آنرا به پیشنهاد
                       وتصویب اعضا در تقویم امسال چاپ کرده واصل شعر را بطور کامل در اینحا یادداشت می کنیم.
                       امیدواریم شما بپسندید واستاد هم کاستیها را ببخشند.
                        
                                                          
وختی ت نیسه


                 شب بو امده فصل بهارن و ت نیسه
                                         فصل گل زرد و گل نارن و ت  نیسه

                            صحرای جومن مخمل سوزوش  ا بر  که
                                           نفنوف کوها  نو و نوارن و ت  نیسه


                           ترجمه:
                             شب بو آمده فصل بهار است و تو نیستی.فصل گل زرد و گل انار است وتونیستی.
                             صحرا پیراهن مخمل سبزرنگش را بتن کرده است. دامن کوه ها  نو شده  است و تو نیستی
                           (نفنوف نوعی پیراهن زنانه قدیمی است).

              غلن که قشنگ دیمه صدوی باد مرقصه                 
                                       هرگوشه صدوی تمبک وتارن و ت  نیسه
              افتو ا پس  گلگل  اورا چه قشنگی   
                                        اورا  چه قشنگ نور مبارن  و ت نیسه

                      غله ها(مزارع گندم وجو) چقدر زیبا باصدای باد می رقصند.درهر گوشه ای صدای تنبک وتار بگوش          می رسد و تونیستی.
                  آفتاب از پشت لکه های ابرها چه زیباست وابرها چقدر قشنگ نورافشانی می کنند.و تونیستی.
                 ت  شیرعلی غلغله بوزان  ا  ز  و مرد
                                     کوچکی  وگپی اونجه دیارن  و ت نیسه
                گنجیک و کلیت وتیتمی  رخته  ت  صحرا
                                    ا بو خش ای فصل  خمارن  و ت  نیسه

               در( امامزاده) شیرعلی  از زن ومرد غلغله بازار است(شلوغ است).کوچک ترها وبزرگتر ها هستند          ولی تو نیستی.
               گنجشک وچکاوک(کاکلی) ومرغ باران (بوتیمار) در صحرا فراوان است که از بوی خوش این فصل
              خمار  ( مست) هستند ولی تونیستی .
                وختی  ت  نبه سیزه بدر زرد مبینم
                                    وختی صب عیدن و بهارن و ت  نیسه
                نمی  دنی ی بعد  ت  ری خش هده ا دل
                                تا  جی  گل  ریت  سسک و خارن و ت  نیسه

              وقتی که تو نباشی سیزده بدر را زرد می بینم.همچنین زمانی که صبح عید است وتو نباشی.
              تا بجای گل رویت خار می بینم نمی خواهم دنیای بعد از تو(بدون تو)  به دلم روی خوش نشان دهد.
               (سسک نوعی بوته خاردار سوختنی است).
               
                               بهاری باشید و خدا یار ونگهدارتان






       

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط  مو’سسان  | 

ییشینه تاریخی بهبهان

                             بنام خداوند جان آفرین 
با سلام وعرض پوزش از دیر آپدیت کردن تا آماده شدن اساسنامه توجه شما عزیزان 

را به مطلب زیر به نقل از سایت دوستان انجمن تهران وکرج جلب می کنیم.

اشاءالله بپسندید.
 

پيشينه تاريخي و علل ويراني ارگان :

تاريخ بهبهان همواره و همه جا با تاريخ ارگان همراه بوده و اساسا يكي محسوب مي شود . لذا براي روشن شدن آن بهتر است از قديمي ترين ‌ازمنه يعني ارگان شروع تا به استقلال تاريخي بهبهان و بعد از آن بپردازيم :
شهر قديمي بهبهان ارجان بواسطه اشياء بدست آمده در كشفيات باستان شناسي سال 1361 (‌هجري شمسي )‌تا كنون قديمي ترين دوره تاريخي آن معلوم گرديده است كه نشان از هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح دارد . گور مكشوفه , كتين هوتران فرزند پادشاه ايلامي كه در هزاره دوم قبل از ميلاد سلطنت ميكرد همراه با جام ارگان و حلقه قدرت آن شوكت و عظمت فرهنگي و هنري ارجان را به نمايش مي گذارد و با عرضه اطلاعات گرانبهايي از تاريخ بهبهان معلوم ميدارد كه اين شهر قديمي , چگونه از منظر فرهنگي , بر تارك منطقه مي درخشيده است . 
 

نقوش جام ارگان كه نشانگر , مركزيت اين منطقه است به نوبه خود عظمت فرهنگي
- هنري و شوكت اجتماعي , مردمي را از عمق تاريخ ارگان ( ارجان ) روشن مي سازد
كه تا به حال , براي محققان , نقطه تاريكي به حساب مي آمد و بدين طريق نشان ميدهد
كه ارگان در دوره ساساني بوجود نيامده و عظمت خود را تنها در اين دوره بدست نياورده
است . بلكه اين شاهان ايلامي بوده اند كه اين منطقه را براي زندگي برگزيده و شكوفا
نموده اند ( شماره هاي 7-8-9 مجله اثر ) از انتشارات سازمان ملي حفاظت آثار باستاني
بيانگر اين واقعيت ارزشمند است .
از وضعيت ارگان در دوره مادها و چگونگي حاكميت بر اين ناحيه تا كنون سند و مدركي
بدست نيامده است و به همين دليل شايد بتوان گفت ارجان در اين دوره همچنان در
حاكميت ايلاميان بوده است . شهر قديمي بهبهان (‌ارگان ) ‌در دوره هخامنشي بواسطه
قرار گيري بر سر يكي از مهمترين راههاي ارتباطي آن زمان يعني راه شاهي كه از لوديه
در كنار درياي مديترانه شروع ميشده و شوش را از طريق ارگان به پاسارگاد متصل
مي نموده است از رونق و اهميت قابل توجهي برخوردار بوده است . استرابو , در
خصوص ارگان زمان هخامنشي مي نويسد در اين شهر مردمي زندگي مي كردند
كه به آنها ( اوكسي ) مي گفتند و به قولي ديگر در دوره هخامنشي ارگان بهبهان
جزء سرزمين (‌كي ها )‌بوده است . اسكندر مقدوني به هنگام تهاجم به تخت جمشيد
ضمن تصرف ارگان در گذرگاه تنگ تكاب , پس از نبردي سخت با سردار معروف منطقه
آريو برزن و تحمل تلفات زياد از اين معبر عبور كرده خود را به تخت جمشيد رسانده است.
لازم به ياد آوري است كه منطقه ارجان نزد يونانيان به نام اركان معروف بوده است .
در دوره اشكاني , جنوب شرقي خوزستان , يعني ارجان هنوز توسط اميران يا پادشاهان
ايلامي اداره مي شده كه ساتراب نشين جداگانه پارتي (‌اشكاني )‌را با اجازه اشكانيان
تشكيل داده بودند . نقوش برجسته سنگي موجود در تنگه سروك (‌سولك )‌كه صحنه
تشريفات ,‌تفويض مقام و منصب ,‌مراسم مذهبي و جنگ تن به تن را نشان مي دهد
, يادگار رونق و آباداني ارگان دوره اشكاني است . سنگ فرش هاي باقي مانده در تنگ
خوئيز و ديگر تنگ هاي مجاور منطقه ارگان كه به هخامنشيان نسبت مي دهند عمدتا
توسط اشكانيان توسعه و ترميم يافته اند . در دوره ساساني , كه ارگان يكي از ايالات
پنجگانه فارس محسوب ميشد از يك طرف بلاد شاپور و از طرف ديگر ,‌منطقه شوش را
از طريق در بند پارس به تخت جمشيد متصل مي نمود .
معروف است كه قباد ساساني پدر انوشيروان ,‌شهر ارجان را بوسيله عده اي از اسراي
رومي (‌آمد – ديار بكر ) بازسازي و از نو بنا نهاد . آثار بجا مانده از دور ه ساساني كه
نشانه بيشتري از عظمت و شوكت شهر قديمي بهبهان را ردر بردارد عبارتند از آثار
دو پل در بستر رودخانه مارون در شمال شهر ارگان و كنار مسجد جامع آن (‌شماره 44
ثبت آثار باستاني )‌كه مهمترين آن پل بكان و بند بكان است . همچنين آثار پل سومي
, در نزديكي سد شهدا در جوار امام زاده جعفر وجود دارد ,‌بعضي آنرا منسوب به حجاج
بن يوسف از دوره اسلامي ميدانند . آتشكده چهار طاق (‌شماره ثبت 371 )‌و پل خيري
مح خان , در ناحيه خير آباد كه ارگان را به بلاد شاپور در ناحيه ممسني متصل مي كرده
است از ديگر آثار منسوب به دوره ساساني است . بعد از ظهور دين اسلام در سال 16
(‌هجري قمري ) به فرمان عمر بن خطاب , عثمان بن ابي العاصي به كمك ابو موسي
اشعري حاكم بصره ارگان را تصرف نمودند و از آن زمان به بعد امور اين منطقه توسط
والياني كه از طرف خليفه وقت براي اداره ولايات فارس فرستاده مي شد حل و فصل
مي گرديد . در دوره اسلامي , ارگان عظمت خود را براي چند قرن همچنان حفظ نمود
بطوريكه در دوره آل بويه از مراكز مهم ضرب سكه محسوب مي گرديد. ‌سكه اي مربوط
به( 346 هجري قمري) از آنجا بدست آمده كه يكطرف آن ركن الدوله و طرف ديگرش
اسامي المطيع بالله خليفه عباسي و عضد الدوله بويي ضرب شده است . مقدسي
در خصوص اهميت اقتصادي ارگان در احسن التقاسيم مي نويسد :‌ارگان شهري
است بسيار آباد و پر از نعمت هاي فراوان و داراي مردمي نجيب است . يخ , رطب
, ليمو , عنب در آن جمع است معدن انجير و زيتون مي باشد . صابون و دوشاب
بسيار خوبي دارد و اين شهر خزانه فارس و عراق و بارانداز خوزستان و اصفهان
است . در باب اهميت اقتصادي شهر قديمي بهبهان همين بس كه از عضد الدوله
بويي نقل كرده اند كه گفته :‌من عراق را براي نامش و ارگان را براي درآمدش مي خواهم
. از اين گذشته بهبهان مقر حكومت يكي از پادشاهان آل بويه به نام بهاء الدين يا
بهاء الدوله بود , كه در همان محل نيز چشم از جهان فرو بسته است . بطور كلي
ارگان در دوره اسلامي , گذشته از عظمت و رونق اقتصادي ,‌اجتماعي ,‌فرهنگي ,
خود محل برخورد بازرگانان , تجار ,‌شعر ا ,‌د انشمندان و حتي موسيقيدانان بوده
است كه از آن جمله اند , ابراهيم بن بهمن ارجاني و فرزندش اسحاق ابن ابراهيم ,
كه هر دو موسيقي داناني توانا بوده اند . شيخ ابوالحسن شيرازي و شاگردش
احمد بن ابراهيم بنا ارگاني كه از عارفان زمانه خود بوده اند . حكيم ناصر خسرو
علوي كه در سال 443 (‌هجري قمري )‌از ارجان ديدن كرده است آن را شهري بزرگ
و پر رونق كه داراي باغ و بوستان هاي بسيار است توصيف نموده مي نويسد .
در سال 452 زلزله اي در ارجان رخ داد كه مردمان آن پراكنده شدند و به تدريج از
رونق افتاد. عوامل متعددي در ويراني ارگان و ركود آن موثر بوده اند كه مهمترين
آنها عبارتند از : - زلزله هاي پي در پي قرن پنجم هجري قمري كه در خصوص اين
زلزله ابن اثير در كتاب الكامل في تاريخ مي نويسد دو زلزله شديد يكي در سال 445
(‌هجري قمري )‌و ديگري در سال 478 (‌هجري قمري )‌در ارگان به وقوع پيوسته است .
- شكسته شدن سد ارجان و مختل شدن امور زراعي و كشاورزي - تخريب تدريجي
ديوار دفاعي شهر كه بعد از آل بويه , توجه چنداني به مرمت و نگهداري آن نمي شد
و اين امر موجب آسيب پذيري بيشتر شده است . - حملات متعدد اسماعيليان به ارجان
در عصر سلاجقه و غارت و چپاول شهر - جنگ هاي مستمري كه ميان مدعيان قدرت
 در دوران سلجوقيان , خوارزمشاهيان , ايلخانان به وقوع پيوسته خاصه اتابكان فارس
و لر كه پيوسته بر سر تسلط شهرهاي مرزي ميان خوزستان و فارس از جمله ارجان
و كهگيلويه به جنگ و ستيز برخاسته و موجب وارد آمدن خسارت زياد به ارگان گرديده
است . - تسلط اتراك (‌خاصه افشارها )‌و غارتگري آنها در آن نواحي كه ساليان درازي
ادامه داشت . - سرانجام غارتگري و دستبردهاي همسايگان ارگان و رعب و وحشتي
كه ايجاد كرده بودند, مجموعا زمينه را براي ترك شهر به وسيله مردم فراهم نموده است
. بدنبال حوادث مذكور قريه بهبهان كه به فاصله كمي (‌حدود 8 كيلومتر )‌از ارگان قرار
داشت به تدريج پذيراي مردم ارگان گرديد و رو به آبادي و رونق نهاد كه سرانجام در
قرن هشتم (‌هجري قمري )‌خود را در تاريخ به جاي ارگان نشان داد .
     خدا حافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط  مو’سسان  | 

ان الحسین(ع)مصباح الهدی وسفینه النجاه

               بنام خدای مهربان


درود برسالار شهیدان وسلام بر سقای با وفا


و سلام  به  همه  شهیدان راه حق و عدالت

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط  مو’سسان  |