وختی ت نیسه
هوالجمیل
سلام به همه عزیزان
اخیرا قطعه شعری بهاری از استاد گرامی جناب دکتر دادمهر (همشهری باذوقمان)
از طریق یکی از اعضاء انجمن بدستمان رسیده که نشان از استعداد بالقوه ایشان در
این زمینه دارد.ضمن آرزوی توفیق برای این استاد توانا ابتدا دو خط از آنرا به پیشنهاد
وتصویب اعضا در تقویم امسال چاپ کرده واصل شعر را بطور کامل در اینحا یادداشت می کنیم.
امیدواریم شما بپسندید واستاد هم کاستیها را ببخشند.
وختی ت نیسه
شب بو امده فصل بهارن و ت نیسه
فصل گل زرد و گل نارن و ت نیسه
صحرای جومن مخمل سوزوش ا بر که
نفنوف کوها نو و نوارن و ت نیسه
ترجمه:
شب بو آمده فصل بهار است و تو نیستی.فصل گل زرد و گل انار است وتونیستی.
صحرا پیراهن مخمل سبزرنگش را بتن کرده است. دامن کوه ها نو شده است و تو نیستی
(نفنوف نوعی پیراهن زنانه قدیمی است).
غلن که قشنگ دیمه صدوی باد مرقصه
هرگوشه صدوی تمبک وتارن و ت نیسه
افتو ا پس گلگل اورا چه قشنگی
اورا چه قشنگ نور مبارن و ت نیسه
غله ها(مزارع گندم وجو) چقدر زیبا باصدای باد می رقصند.درهر گوشه ای صدای تنبک وتار بگوش می رسد و تونیستی.
آفتاب از پشت لکه های ابرها چه زیباست وابرها چقدر قشنگ نورافشانی می کنند.و تونیستی.
ت شیرعلی غلغله بوزان ا ز و مرد
کوچکی وگپی اونجه دیارن و ت نیسه
گنجیک و کلیت وتیتمی رخته ت صحرا
ا بو خش ای فصل خمارن و ت نیسه
در( امامزاده) شیرعلی از زن ومرد غلغله بازار است(شلوغ است).کوچک ترها وبزرگتر ها هستند ولی تو نیستی.
گنجشک وچکاوک(کاکلی) ومرغ باران (بوتیمار) در صحرا فراوان است که از بوی خوش این فصل
خمار ( مست) هستند ولی تونیستی .
وختی ت نبه سیزه بدر زرد مبینم
وختی صب عیدن و بهارن و ت نیسه
نمی دنی ی بعد ت ری خش هده ا دل
تا جی گل ریت سسک و خارن و ت نیسه
وقتی که تو نباشی سیزده بدر را زرد می بینم.همچنین زمانی که صبح عید است وتو نباشی.
تا بجای گل رویت خار می بینم نمی خواهم دنیای بعد از تو(بدون تو) به دلم روی خوش نشان دهد.
(سسک نوعی بوته خاردار سوختنی است).
بهاری باشید و خدا یار ونگهدارتان
